پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

هر که ما را در هوای او ملامت میکند

راستی خود را سزاوار غرامت می کند

شرم ناید سرو و گل را پیش بالا و رخش

کین همی لافد بقد او یاد قامت می کند

گر دلم شد بسته زنجیر زلفش باک نیست

دل خود این آشفته کاری بی ندامت می کند

من سر آشوب دارم میل زلفش چون کنم

نیست عاشق هر که او یاد از سلامت می کند

گر نماید رجعتی آنماه شب در منزلم

اختر سر گشته میل استقامت می کند

از دلم بار سفر بر بست صبر بی ثبات

چون همی بنید که غم در وی اقامت می کند

من بمهر و او بکین مایل و زین مشگلتر آنک

سر گرانی آن سبکروح از سئآمت می کند

گو بچشم پر نم ابن یمین رویش ببین

هر که ما را در هوای او ملامت میکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸هر کس که بکام از سر کوی تو گذر کرد
  2. شمارهٔ ۱۴۹هر که را در سر هوای چون تو دلداری بود
  3. شمارهٔ ۱۵۰یک قدح می دوبدره زر ارزد
  4. شمارهٔ ۱۵۱آمد بهار و وقت نشاطست می بیار
  5. شمارهٔ ۱۵۲ای رخ خوب تو چون گل چمن آرای دگر
  6. شمارهٔ ۱۵۳ای ماه مهربان مه مهرست می بیار
  7. شمارهٔ ۱۵۴ایچشم آهوانه تو مست شیرگیر
  8. شمارهٔ ۱۵۵ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.