پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

ای ماه مهربان مه مهرست می بیار

بزمی بساز فصل خزان خوشتر از بهار

زود آتش گداخته در آب بسته ریز

یعنی در آبگینه فکن لعل آبدار

بر دست من بنه که بجان آمدم ز غم

تا یکنفس بشادی دل رغم روزگار

بوسم زمین بعزت و آنگه ز خرمی

نوشم بیاد بزم چو فردوس شهریار

شهباز همتش چو بپرواز بر شود

سیمرغ زرنگار فلک را کند شکار

شاه جهان طغای تمرخان که آفتاب

دایم بزیر سایه چترش کند مدار

ابراز خجالت کف دریا عطای او

با سوز دل همی رود و چشم اشکبار

از یمن مدحش ابن یمین را علی الدوام

رغم عدو ز گوهر موزون بود یسار

تا ز آفتاب و سایه بود در جهان نشان

باداش سایه بر سر خلق آفتاب وار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار
  2. شمارهٔ ۱۵۶بدان ای محتسب یکبار دگر
  3. شمارهٔ ۱۵۷باد بهاری وزید از طرف جویبار
  4. شمارهٔ ۱۵۸تعالی الله چه رویست آن که دارد ترک سیمین بر
  5. شمارهٔ ۱۵۹حبذا نزهت ایام بهار
  6. شمارهٔ ۱۶۰دل بدست غم جانان دهم و جان بر سر
  7. شمارهٔ ۱۶۱دلبرا سلسله غالیه گونست مگر
  8. شمارهٔ ۱۶۲روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیر
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.