پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

تعالی الله چه رویست آن که دارد ترک سیمین بر

ندیده چون خیال او بتی هرگز بخواب اندر

تماشاگاه جانها را بباغ حسن او صانع

بگرد چشمه حیوان نبات انگیخت چون شکر

پی مور است بر شکر خطش یا دود بر آتش

و یا بر آینه زنگست و یا بر آب نیلوفر

زهی دریای حسن او که چون موجی بر انگیزد

شود بر ساحتش پیدا زهر سو توده عنبر

دمادم چشم بیمارش ز خونم میخورد شربت

از آن هر لحظه بیماریش آید در نظر خوشتر

گدای کوی آن مهوش بشاهی گردن افرازد

اگر بختش نهد بر سر ز خاک پای او افسر

خلاف دوستان کردی نگارینا چه بر بردی

خلاف آخر تو خود دانی که هرگز می نیارد بر

بیا بر چشم من بنشین که تا هر لحظه در پایت

فشاند مردم چشمم هزاران دانه گوهر

اگر ابن یمین روزی بخلوت با تو بنشیند

نسیم زلف تو گردد جهانی را بدو رهبر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰دل بدست غم جانان دهم و جان بر سر
  2. شمارهٔ ۱۶۱دلبرا سلسله غالیه گونست مگر
  3. شمارهٔ ۱۶۲روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیر
  4. شمارهٔ ۱۶۳کوکبه گل رسید ای صنم گلعذار
  5. شمارهٔ ۱۶۴گل بصد ناز در آمد بچمن بار دگر
  6. شمارهٔ ۱۶۵گر کسی چشم و لبی خواست چو بادام و شکر
  7. شمارهٔ ۱۶۶صنما حال زار من بنگر
  8. شمارهٔ ۱۶۷صبحدم باد صبا آمد و آورد خبر
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.