پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

گل بصد ناز در آمد بچمن بار دگر

مست شد بلبل شوریده چو من بار دگر

پیش ازین گر چمن از برگ و نوا هیچ نداشت

درم افشاند برو شاخ سمن بار دگر

از سر سرو سهی نافه بیفتاد مگر

کز چمن خاست دم مشک ختن بار دگر

زعفران کرد مگر تعبیه در غنچه صبا

زآنکه در خنده فتادست دمن بار دگر

از هوا داری طفل چمن است آنکه سحاب

دایه وش کرد لبش تر به دهن بار دگر

در سرم هست که در موسم نوروز کنم

با دل افروز بتی عزم چمن بار دگر

ره بچین سر زلف وی اگر چند خطاست

دل بدو می کشدم حب وطن بار دگر

عزم دارم که درین موسم خرم بصبوح

باده خواهم ز بت سیم ذقن بار دگر

گر چه دانم که بزرگان همه بر ابن یمین

خرده گیرند که شد توبه شکن بار دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶صنما حال زار من بنگر
  2. شمارهٔ ۱۶۷صبحدم باد صبا آمد و آورد خبر
  3. شمارهٔ ۱۶۸از توأم آرزوی بوس و کنارست هنوز
  4. شمارهٔ ۱۶۹ای خم ابروی تو قبله اصحاب نیاز
  5. شمارهٔ ۱۷۰نرگس مست تو دارد هوس خواب هنوز
  6. شمارهٔ ۱۷۱ساقیا خیز که گل عزم چمن دارد باز
  7. شمارهٔ ۱۷۲صبر دل آورد روی از عشق جانان در گریز
  8. شمارهٔ ۱۷۳خلیلم گو نقاب از رخ برانداز
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.