پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

ای خم ابروی تو قبله اصحاب نیاز

جز ترا می نبرند اهل دل از صدق نماز

عشق و خوبی بمن و تست سزا کز من و تو

نوشد از عهد کهن قصه محمود و ایاز

مه ز بس حسرت حسنت بمنازل نرسد

بر رخش گر نبود عکس رخت خط جواز

زلف خم در خم زنجیر وشت دانی چیست

حلقه شهپر بط در شکن چنگل باز

با تو بنشینم و زلفت ز بس آشفته دلی

پیش خلقان جهان قصه من گوید باز

کی بزنجیر سر زلف توأم دست رسد

عمر بس کوته و این آرزوی سخت دراز

بامیدیکه بیابم ز تو پروانه وصل

تنم از آتش دل شمع صفت یافت گداز

گر در آئی بسلامی ز در ابن یمین

در فردوس برویش شود از لطف تو باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱ساقیا خیز که گل عزم چمن دارد باز
  2. شمارهٔ ۱۷۲صبر دل آورد روی از عشق جانان در گریز
  3. شمارهٔ ۱۷۳خلیلم گو نقاب از رخ برانداز
  4. شمارهٔ ۱۷۴دل بزنجیر سر زلف تو در بستم باز
  5. شمارهٔ ۱۷۵تا سپهر حسن را رخسار تو ماهست و بس
  6. شمارهٔ ۱۷۶منم از محنت ایام بدانسان که مپرس
  7. شمارهٔ ۱۷۷آمد آنسرو سهی بر گل نشان سنبلش
  8. شمارهٔ ۱۷۸ای ز جام می عشق تو خرد رفته ز هوش
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.