پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

نرگس مست تو دارد هوس خواب هنوز

سنبل زلف ترا هست سر تاب هنوز

ساخت اکسیر غم عشق تو ز راز رخ من

هست چشم من از آنچشمه سیماب هنوز

سوخت از مهر رخت همچو قصب زار تنم

بر من از روی تو ناتافته مهتاب هنوز

گر چه هر خون که مرا بود بپالود ز چشم

دارم از شوق لبت رغبت عناب هنوز

روی پنهان مکن از مردم چشم من از آنک

هست طفلی که ندیدست اثر خواب هنوز

چون دل ابن یمین همچو کبوتر بطپید

حلقش از زلف تو در حلقه مضراب هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲صبر دل آورد روی از عشق جانان در گریز
  2. شمارهٔ ۱۷۳خلیلم گو نقاب از رخ برانداز
  3. شمارهٔ ۱۷۴دل بزنجیر سر زلف تو در بستم باز
  4. شمارهٔ ۱۷۵تا سپهر حسن را رخسار تو ماهست و بس
  5. شمارهٔ ۱۷۶منم از محنت ایام بدانسان که مپرس
  6. شمارهٔ ۱۷۷آمد آنسرو سهی بر گل نشان سنبلش
  7. شمارهٔ ۱۷۸ای ز جام می عشق تو خرد رفته ز هوش
  8. شمارهٔ ۱۷۹رنگ یاقوت آبدارت خوش
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.