پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

رنگ یاقوت آبدارت خوش

بوی زلفین مشکبارت خوش

در میان دو لعل گوهر بار

رشته در شاهوارت خوش

بیقرارست زلف پرتابت

تاب زلفین بیقرارت خوش

گر چه شد روزگارم از تو تباه

باد پیوسته روزگارت خوش

بوی زلف تو وقت ما خوش کرد

وقت زلف سیاه کارت خوش

جان بشکرانه در میان آرم

گر کشم باز در کنارت خوش

در دل و جان من وطن داری

باد دائم در این دیارت خوش

بی تو بیزارم از جهان که جهان

نیست بی روی چون بهارت خوش

از تو ابن یمین غمی دارد

دارد آنرا بیادگارت خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱در دلم کم زن ای پسر آتش
  2. شمارهٔ ۱۸۲خوش آنشعر سیه بر پرنیانش
  3. شمارهٔ ۱۸۳باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  4. شمارهٔ ۱۸۴باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  5. شمارهٔ ۱۸۵چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش
  6. شمارهٔ ۱۸۶گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش
  7. شمارهٔ ۱۸۷تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف
  8. شمارهٔ ۱۸۸تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.