پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش

داد پیامت بمن برد ز من صبر و هوش

دل ببر آمد بجوش ز آتش سودای تو

وز گذر دیدگان خون دلم شد بجوش

شمع رخت گر زند آتشم اندر جگر

همچو ز پروانه کس نشنود از من خروش

ناله کنان من ز تو پیش که خیزم بپای

ظلم چو شه میکند چون بنشینم خموش

هر چه تو گوئی بگوی کز لب شیرین تو

گر چه بود تلخ و تیز یابم از آن ذوق نوش

گر بسرایت رسم پست چو در گشته ام

معتکف آستان حلقه خدمت بگوش

از سر کویت سوی خلد برین نگذرم

ور بطلب آیدم از بر رضوان سروش

ایدل اگر بایدت مرتبه عاشقی

ز ابن یمین یک سخن از سردانش نیوش

خیز چو سودائیان بر سر بازار عشق

آنده دل میخر و شادی جان میفروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش
  2. شمارهٔ ۱۸۷تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف
  3. شمارهٔ ۱۸۸تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
  4. شمارهٔ ۱۸۹روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق
  5. شمارهٔ ۱۹۰ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشک
  6. شمارهٔ ۱۹۱ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ
  7. شمارهٔ ۱۹۲ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلک
  8. شمارهٔ ۱۹۳ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.