پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق

نآمد نفسی بی غم دل بر لب عشاق

مشتاق توأم، جفت غمم بهر چه داری

دریاب که شد طاق، ز غم طاقت مشتاق

درد دل ما را به لب لعل دوا کن

در جان چو رسد زهر، چه سودست ز تریاق

در سر هوسم هست که با چون تو نگاری

کز غایت لطفت بدلی نیست در آفاق

نوشم دو سه می جز می و جز تو دگری نه

می نوش بدینسان و میندیش ز انفاق

با دختر رز جفت تمتع نتوان شد

تا عصمت و تقوی ننهی بر طرف طاق

من ابن یمینم شده مشهور به رندی

نه زاهد سالوسم و نه صوفی زراق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشک
  2. شمارهٔ ۱۹۱ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ
  3. شمارهٔ ۱۹۲ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلک
  4. شمارهٔ ۱۹۳ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل
  5. شمارهٔ ۱۹۴ای بخوبی عارضت ماه چکل
  6. شمارهٔ ۱۹۵بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گل
  7. شمارهٔ ۱۹۶ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
  8. شمارهٔ ۱۹۷ای قاعده زلف دلاویز تو مشکل
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.