پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل

ناید به پیش روی تو اندر شمار گل

تا انتساب گل بتو کردند آمدست

خندان و سرخ روی سوی جویبار گل

گل را چه نسبت است برویت چو ایمنست

در گلشن جمال تو ز آسیب خار گل

از بس که سرخ و زرد بر آمد از آنکه شد

از روی لاله رنگ رخت شرمسار گل

باد صبا حکایت حسنت بگل رساند

از رشک شد چو سنبل تر بیقرار گل

و آن زر ساو بر طبق لعل فام کرد

تا بر سرت کند بتواضع نثار گل

ای باغبان بیا و قد و خد او نگر

منشان بباغ سرو سهی و مکار گل

آب روان و سبزه و جام شراب و رود

گر چه خوشند خوشتر ازین هر چهار گل

اما بسان ابن یمین هم که عاشق است

با روی دلستانش نیاید بکار گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گل
  2. شمارهٔ ۱۹۶ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
  3. شمارهٔ ۱۹۷ای قاعده زلف دلاویز تو مشکل
  4. شمارهٔ ۱۹۸گر بصبوحی کنی عزم تماشای گل
  5. شمارهٔ ۱۹۹ایجان و جهان بیتو سر خویش ندارم
  6. شمارهٔ ۲۰۰این منم باز که روی چو مهت می‌بینم
  7. شمارهٔ ۲۰۱ای خم زلف تو چون حلقه جیم
  8. شمارهٔ ۲۰۲ای روی دلربای تو خورشید انورم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.