پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

ای روی دلربای تو خورشید انورم

پیوسته باد سایه سرو تو بر سرم

بادی که صبحدم بمن آید ز کوی تو

همچون دم مسیح بدو روح پرورم

تا می بیاد چشم و لبت نوش میکنم

نقلی مرتبست ز بادام و شکرم

تر آتشیست لعل لبت ز آب زندگی

من غرق آب دیده از آن آتش ترم

فریاد از آن نگار که چون چشم پر خمار

بیمار وزار کرد بخط مزورم

عمریست تا خیال ترا جسته ام بخواب

تا یکنفس بیاد تو با او بسر برم

اکنون که دید از پس چندین شب فراق

روزیکه گشت دولت وصلت میسرم

ابن یمین حجاب شد اندر میان ما

آیا بود که بی ویت اندر بر آورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴تا فتادست نظر بر رخ رخشان توام
  2. شمارهٔ ۲۰۵تا من زبان چو بلبل خوشگو گشوده ام
  3. شمارهٔ ۲۰۶خیال روی تو هر شب بخواب میجویم
  4. شمارهٔ ۲۰۷خوش بهاریست بیا تا طرب از سر گیریم
  5. شمارهٔ ۲۰۸دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیم
  6. شمارهٔ ۲۰۹در آی از درم ای آرزوی دل که بر آنم
  7. شمارهٔ ۲۱۰روز آنست که با یار بمیخانه رویم
  8. شمارهٔ ۲۱۱روی بنمای ای صنم کز شوق جان می‌سوزدم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.