پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

خیال روی تو هر شب بخواب میجویم

خیال بین که بشب آفتاب میجویم

فروغ روی تو جستم در آب دیده خویش

چه بیخودیست که آتش در آب میجویم

ز تاب زلف تو جانم فتاد در تب و تاب

هنوز در سر زلف تو تاب میجویم

زکوه حسن بده چون نصاب آن داری

بحکم شرع زکوه از نصاب میجویم

بیا و بر لب من نه لبت که جان منست

بلب رسیدن جانرا شتاب میجویم

بچین زلف چو شامت نمیرسد دستم

نسیم زلف تو از مشک ناب میجویم

بوعده تو امید وصال میدارم

منم که آبحیات از سراب میجویم

بعهد حسن تو دل را بصبر فرمودم

منم مگر که خراج از خراب میجویم

منم که ابن یمینم چو نیست دولت وصل

در آرزوی خیال تو خواب میجویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیم
  2. شمارهٔ ۲۰۹در آی از درم ای آرزوی دل که بر آنم
  3. شمارهٔ ۲۱۰روز آنست که با یار بمیخانه رویم
  4. شمارهٔ ۲۱۱روی بنمای ای صنم کز شوق جان می‌سوزدم
  5. شمارهٔ ۲۱۲زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم
  6. شمارهٔ ۲۱۳ساقیا باده گلفام هوس میکندم
  7. شمارهٔ ۲۱۴ساقیا موسم آنست که می نوش کنیم
  8. شمارهٔ ۲۱۵صبح از سر صفا بجهان در دمید دم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.