پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

خوش بهاریست بیا تا طرب از سر گیریم

جای در سایه شمشاد و صنوبر گیریم

چون نسیم سحری هر نفسی از سر لطف

طره سنبل و هم جیب سمنبر گیریم

دست در گردن سیمین صراحی آریم

وز سر ذوق بدندان لب ساغر گیریم

زردی رخ بنم چشم صراحی شوئیم

صبغه الله ز می ساغر احمر گیریم

پیش جام می اگر لاله ز خود لاف زند

خرده بر کودک نو خاسته کمتر گیریم

حالیا در ره رندی قدمی چند زنیم

اینره ار نیک نباشد ره دیگر گیریم

کار دل بیرخ دلبر نتوان یافت ز می

باده بر دست نهیم و پی دلبر گیریم

هرکجا دلبر من هست دل من بر اوست

در پی دلبر ازین پس پی دل برگیریم

عقل را بر شکن ای ابن یمین تا نفسی

یکدو جام از کف آنسرو سمنبر گیریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹در آی از درم ای آرزوی دل که بر آنم
  2. شمارهٔ ۲۱۰روز آنست که با یار بمیخانه رویم
  3. شمارهٔ ۲۱۱روی بنمای ای صنم کز شوق جان می‌سوزدم
  4. شمارهٔ ۲۱۲زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم
  5. شمارهٔ ۲۱۳ساقیا باده گلفام هوس میکندم
  6. شمارهٔ ۲۱۴ساقیا موسم آنست که می نوش کنیم
  7. شمارهٔ ۲۱۵صبح از سر صفا بجهان در دمید دم
  8. شمارهٔ ۲۱۶گاه آنست که در آب سر افشان گردیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.