پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

ساقیا موسم آنست که می نوش کنیم

محنت گردش ایام فراموش کنیم

خیز چون در چمن افتاد ز بلبل غلغل

قلقل بلبله را یک نفسی گوش کنیم

دوستکامی همه با یار کلهدار خوریم

عیش در سایه آن سرو قبا پوش کنیم

در ده آن رطل گران تا سبک از قوت می

عقل را واله و سرگشته و مدهوش کنیم

از سر ما نرود تا بقیامت مستی

گر می از ساغر لعل لب تو نوش کنیم

تا بکی دیگ هوس از پی مهمان خیال

بر سر آتش سودای تو پر جوش کنیم

روزها دست زدیم از غم عشقت بر سر

بامیدی که شبی با تو در آغوش کنیم

کسوت حسن چو بر قد تو آراسته اند

تا قیامت علم عشق تو بر دوش کنیم

خیز با ابن یمین شاد بعشرت بنشین

تا نشاط و طرب امروز به از دوش کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶گاه آنست که در آب سر افشان گردیم
  2. شمارهٔ ۲۱۷کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیم
  3. شمارهٔ ۲۱۸من اندر حلقه زلفش دلی دارم خراب از غم
  4. شمارهٔ ۲۱۹مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم
  5. شمارهٔ ۲۲۰من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم
  6. شمارهٔ ۲۲۱من از هوای تو ایسرور راستین چکنم
  7. شمارهٔ ۲۲۲من عاشق و رند و می پرستم
  8. شمارهٔ ۲۲۳نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.