پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم

بی زحمت تن ساعتی در عالم جان آمدم

هرچ آن حجاب راه بود از پیش دور انداختم

ز آن پس مجرد همچو جان در پیش جانان آمدم

ترسم که نبود پاسبان از حال من آگه شود

آگه کجا گردد که من از خویش پنهان آمدم

در هجر جانان مدتی با درد دل در ساختم

دردم رسید اکنون بجان نزدیک درمان آمدم

شبها بروز آورده ام در آرزوی روی تو

تا عاقبت روزی بکام اندر شبستان آمدم

همچون سکندر مدتی در ظلمت آوردم بسر

تا ناگهان همچون خضر نزد آب حیوان آمدم

زین پیشتر با دوستان من پاک سیرت آمدم

رفتم سوی آن دوستان کز پیش ایشان آمدم

بودم عزیز ملک جان در مصر عزت کامران

مانند یوسف ناگهان در بیت احزان آمدم

در عشرت آباد جهان مجموع خاطر چون نیم

عیبم مکن ابن یمین کاول پریشان آمدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲من عاشق و رند و می پرستم
  2. شمارهٔ ۲۲۳نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم
  3. شمارهٔ ۲۲۴ای روی دلربای تو باغ و بهار حسن
  4. شمارهٔ ۲۲۵ای قاعده زلفت آشوب جهان بودن
  5. شمارهٔ ۲۲۶ایدل ره عاشقی طلب کن
  6. شمارهٔ ۲۲۷ای رخ زیبای تو رشک سمن
  7. شمارهٔ ۲۲۸ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن
  8. شمارهٔ ۲۲۹ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.