پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

ای قاعده زلفت آشوب جهان بودن

وی رسم لب لعلت آسایش جان بودن

در باغ چو بخرامی جانم بهوس خواهد

در پای سهی سروت چون آب روان بودن

از بهر شکار لد گشتست ترا آئین

از غمزه و از ابرو با تیرو کمان بودن

چوگان چو بود زلفت کار دل من باشد

در عرصه میدانت چون گوی روان بودن

ایجان و جهان من جز لطف تو نفزاید

در غایت پیدائی از خلق نهان بودن

خون دل مشتاقان خوردست لب لعلت

سرخست لبت اینک منکر نتوان بودن

با ما نه چنین بودی زین پیش مکن جانا

کز تو نبود لایق با ما نه چنان بودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷ای رخ زیبای تو رشک سمن
  2. شمارهٔ ۲۲۸ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن
  3. شمارهٔ ۲۲۹ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون
  4. شمارهٔ ۲۳۰ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردن
  5. شمارهٔ ۲۳۱ای نرگس مست تو برده دل هشیاران
  6. شمارهٔ ۲۳۲بر بیاض مه سواد خط عنبر ساش بین
  7. شمارهٔ ۲۳۳تا دلم شد در خم آن طره مشکین نهان
  8. شمارهٔ ۲۳۴تا بود در شکن طره جانان دل من
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.