پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

ایدل ره عاشقی طلب کن

اندیشه یار نوش لب کن

با خار نخست آشنا شو

پس قصد ربودن رطب کن

امشب که وصال اوست تا روز

می نوش و بکام دل طرب کن

از طره او بگیر شاخی

پیوند دراز نای شب کن

جان در تب عشق او فتادست

عیسی نفسا دوای تب کن

گر ابن یمین گناهکارست

مگذار بکس توأش ادب کن

کاندر ره عاشقی نیابی

زین گرم روی تو خود طلب کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن
  2. شمارهٔ ۲۲۹ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون
  3. شمارهٔ ۲۳۰ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردن
  4. شمارهٔ ۲۳۱ای نرگس مست تو برده دل هشیاران
  5. شمارهٔ ۲۳۲بر بیاض مه سواد خط عنبر ساش بین
  6. شمارهٔ ۲۳۳تا دلم شد در خم آن طره مشکین نهان
  7. شمارهٔ ۲۳۴تا بود در شکن طره جانان دل من
  8. شمارهٔ ۲۳۵تا بر کنار حسن نشست ابرویت چو نون
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.