پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردن

رسمی بود این محدث از خود بدر آوردن

آئین چمن زین پس دانی چه بود هر روز

صد بوی بر افشاندن صد رنگ بر آوردن

در موسم گل توبه از جمله بدعتهاست

می ده که نمی یارم رسم دگر آوردن

گل گر چه دل افروزست اما بر اهل دل

بی روی ویش نتوان اندر نظر آوردن

گفتم که سهی سروانا گه ببرت گیرم

گفتا نتواند کس سروی ببر آوردن

ای ترک کمان ابرو از ابن یمین زیبد

تیر غم عشقت را از جان سپر آوردن

در دائره عشقت باشد عمل جز عم

از سیم روان خطی بر سطح زر آوردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲بر بیاض مه سواد خط عنبر ساش بین
  2. شمارهٔ ۲۳۳تا دلم شد در خم آن طره مشکین نهان
  3. شمارهٔ ۲۳۴تا بود در شکن طره جانان دل من
  4. شمارهٔ ۲۳۵تا بر کنار حسن نشست ابرویت چو نون
  5. شمارهٔ ۲۳۶تا شدم آگاه از آن زنجیر زلف قیرگون
  6. شمارهٔ ۲۳۷جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایان
  7. شمارهٔ ۲۳۸چنان بخون دلم در زد آن پسر ناخن
  8. شمارهٔ ۲۳۹زلف و رخسار تو دانی بچه مانند بخون
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.