پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

چنان بخون دلم در زد آن پسر ناخن

که هست سرخی آنش هنوز بر ناخن

مرا گشاد و کشید آنصنم بصد دستان

هزار ناخنه در چشم و در جگر ناخن

قمر کبود رخ از بهر آن بود که زد است

بدست حسن بتم در رح قمر ناخن

مرا خبر نه و افزون شدست رنج دلم

چنانکه میشود افزوده بیخبر ناخن

رباب وار سر از پاش بر نخواهم داشت

بدین گناه گرم نی کنند در ناخن

فرو برم بحیل ناخن وفا بدلش

اگر چه می نکند کار بر حجر ناخن

منم که خشگ نیارم ازین سپس که کند

بخون ابن یمین دوست دست تر ناخن

برم قضیه بشاهی که هیبتش بربود

بترکتازی چندان ز شیر نر ناخن

شکوه افسر تخت شهی طغایتمور

که ظلم رازند از عدل در بصر ناخن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتن
  2. شمارهٔ ۲۴۱صبح دمید ساقیا بزم صبوح ساز کن
  3. شمارهٔ ۲۴۲عارضست آن یا گل سیراب بر برگ سمن
  4. شمارهٔ ۲۴۳کار عشاق است جان در عشق جانان باختن
  5. شمارهٔ ۲۴۴گر دلی بودی مرا در طالع و فرمان من
  6. شمارهٔ ۲۴۵ندانم صبغه الله است یا گلگون شرابست این
  7. شمارهٔ ۲۴۶نگارا عزم آن دارم که گر بر رغم اغیاران
  8. شمارهٔ ۲۴۷یا رب رخ دلدارست یا ماه تمامست این
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.