پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

ندانم صبغه الله است یا گلگون شرابست این

چنین رنگین نباشد می مگر لعل مذابست این

ز ابریق ار سوی ساغر روان گردد می روشن

ز بهر دفع دیو غم تو پنداری شهابست این

حباب از روی جام می چو بدرخشد خرد گوید

که بر خورشید رخشنده سهیل تیز تابست این

خوشا در نصفی سیمین می روشن چو آب زر

تو پنداری هلالست آن و در وی آفتابست این

چو روی ساقی مهوش ز تاب می عرق گیرد

زرنگ و بوی پنداری مگر بر گل گلابست این

ز ساقی خواستم آبی شرابی داد گلگونم

بلطفش گفتم ایدلبر شرابست این نه آبست این

بگفت ابن یمین بستان که آبست این ولی در وی

فتاد از روی من عکسی تو پنداری شرابست این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷یا رب رخ دلدارست یا ماه تمامست این
  2. شمارهٔ ۲۴۸یا رب گلست عارض زیبات یاسمن
  3. شمارهٔ ۲۴۹آب حیات میچکد از لب جانفزای تو
  4. شمارهٔ ۲۵۰ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو
  5. شمارهٔ ۲۵۱ای مرا از لب تو شهد و شکر نو بر نو
  6. شمارهٔ ۲۵۲ای ماه آسمان لطافت جمال تو
  7. شمارهٔ ۲۵۳بکمند تابدارت که مهست در خم او
  8. شمارهٔ ۲۵۴چون ذره هوا میکند ای ماه ز هر سو
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.