پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

چون ذره هوا میکند ای ماه ز هر سو

دلها بتو خورشید رخ غالیه گیسو

بی روی تو گل خار بود اهل خرد را

هر چند که در حسن کند جلوه بصد رو

دانی بچه رو ماه نو انگشت نمایست

ز آنروی که شد جفت چنان طاق دو ابرو

با چین سر زلف تو در بوی فروشی

دم جز بخطا می نزند نافه آهو

هر چند که لؤلؤش یکی حلقه بگوشست

چون سود بر آن باد بنا گوش تو پهلو

یکبار دگر آب شدی ز آتش آهم

لاله صفتی گر نبدی همدم لؤلؤ

هر صبح زنم کوی ترا آب ز دیده

تا زحمت گردت ندهد خاک سر کو

دریاب که بی هیچ سبب هندوی زلفت

از شوخی و غمازی آنغمزه جادو

زنجیر کشان برد دل ابن یمین را

وز طاق دو ابروش درآویخت به یک مو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای تو
  2. شمارهٔ ۲۵۷نگارم ار بگذارد ز رخ نقاب فرو
  3. شمارهٔ ۲۵۸هستم بجستجوی تو پوینده کو بکو
  4. شمارهٔ ۲۵۹آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته
  5. شمارهٔ ۲۶۰ای ترک پریچهره از آن جام شبانه
  6. شمارهٔ ۲۶۱ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه
  7. شمارهٔ ۲۶۲این منم بار دگر عزم خراسان کرده
  8. شمارهٔ ۲۶۳پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاه
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.