پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته

سایه شعر سیه بر آفتاب انداخته

بر کشیده لاله گلبوی را نیل صبوح

سنبل سیراب را در پیچ و تاب انداخته

عارضش غرق عرق از می ولی با رنگ و بوی

بود گوئی سیب سرخ اندر گلاب انداخته

تار باید دل ز هشیاران و پنداری که هست

نرگس مست ترا در نیم خواب انداخته

کرده چوگان از کمند زلف مشک افشان خویش

گوی دلها را زغم در اضطراب انداخته

در هوای آتش رخسار چون گلنار تو

من چو نیلوفر سپر بر روی آب انداخته

از هوای خاک پایش آب چشم پر نمم

آتش اندوه را در التهاب انداخته

در دل ابن یمین مهر رخ چون ماه تو

گنج آبادست در کنج خراب انداخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه
  2. شمارهٔ ۲۶۲این منم بار دگر عزم خراسان کرده
  3. شمارهٔ ۲۶۳پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاه
  4. شمارهٔ ۲۶۴تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماه
  5. شمارهٔ ۲۶۵تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراسته
  6. شمارهٔ ۲۶۶روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه
  7. شمارهٔ ۲۶۷سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده
  8. شمارهٔ ۲۶۸شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.