پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماه

کسوت حسن تراشد علم از شعر سیاه

آنچنان کز شکرت سبزه دمیدست و نبات

از لب چشمه حیوان ندمد مهر گیاه

حبذا طالع فرخنده آنکس که فتد

نظرش بر رخ میمون تو هر روز پگاه

چشمم از خیل خیال تو از آن محرومست

که گذر می نتوان کرد ز دریا بشناه

گفتم ایدل چه گنه دید دلارام ز تو

کت بسیمین ذقن افکند چو یوسف در چاه

گفت کز بهر خدا تهمت بیهوده مکن

ستمی میکند او ورنه که کردست گناه

ور بخون ریختنم میل کنی بهر دلت

کند اینکار بچشم ابن یمین بی اکراه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه
  2. شمارهٔ ۲۶۷سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده
  3. شمارهٔ ۲۶۸شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه
  4. شمارهٔ ۲۶۹فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه
  5. شمارهٔ ۲۷۰گر نور روی روشنت افتد بر آینه
  6. شمارهٔ ۲۷۱گفتم ایدوست شدم عاشق آن روی چو ماه
  7. شمارهٔ ۲۷۲مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانه
  8. شمارهٔ ۲۷۳ایعارض مه پیکر تو صورت جانی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.