پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

ایعارض مه پیکر تو صورت جانی

وی پسته شیرین سخنت شور جهانی

گلزار رخت هست چنان تازه بهاری

کورا خللی نیست زهر باد خزانی

تابان رخ چونماه تو از زلف چو عقرب

چون نور یقینی ز پس تیره گمانی

تا چشم خوشت تیر گشاید ز کمینی

ابروی تو پیوسته کشیدست کمانی

بالای بلند خوش تو وقت خرامش

دانی چه بود راست یکی سرو روانی

مائیم و روانی و غمت آمده بر لب

سودیست از آنمایه وزینگونه زیانی

گر سر رود اندر سر سودات چه با کست

گر حکم کنی بر تو فشانیم روانی

مسکین دلم از حسن تو تا یافت نشانی

در عالم ازو نیست کنون نام و نشانی

گر ابن یمین را ز لبت کام نبخشی

باری دل او شاد همی کن بزبانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵ایصبا گر بودت سوی خراسان گذری
  2. شمارهٔ ۲۷۶ای از تو هزار فتنه بر پای
  3. شمارهٔ ۲۷۷ای جان و جهانرا ز رخت نور و نوائی
  4. شمارهٔ ۲۷۸ای روی تو آئینه الطاف الهی
  5. شمارهٔ ۲۷۹آنچه با من میکند از دوستی سیمین تنی
  6. شمارهٔ ۲۸۰ایماه دل افروز بگردان قدح می
  7. شمارهٔ ۲۸۱آبحیاتست یا لبان که تو داری
  8. شمارهٔ ۲۸۲ای باد صبا بگذر ز آنجا که تو میدانی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.