پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

آبحیاتست یا لبان که تو داری

چشمه نوشست یا دهان که تو داری

در نظرم آفتاب سایه نشین است

زیر کله روی دلستان که تو داری

پسته دهن بسته زان بود که ندارد

چربی و شیرینی زبان که تو داری

مایه سودای ماست شعر سیاهت

در بر نازک چو پرنیان که تو داری

حسن تو گنجیست شایگانی و زلفت

مار سر گنج شایگان که تو داری

با تو چنانم که در میان من و تو

موی نگنجد جز آن میان که تو داری

ابن یمین را چو تیر خاک نشین کرد

از کجی ابروی چون کمان که تو داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلی
  2. شمارهٔ ۲۸۴ای زلف دلاویزت در گردن جان بندی
  3. شمارهٔ ۲۸۵ای آنکه بخوبی بمه چارده مانی
  4. شمارهٔ ۲۸۶آن غالیه گون نقش نگر بر گل سوری
  5. شمارهٔ ۲۸۷بیا ساقی بدور دو ستکانی
  6. شمارهٔ ۲۸۸بگرد مه ز عنبر خط کشیدی
  7. شمارهٔ ۲۸۹بگوش جان من آید دمادم آوازی
  8. شمارهٔ ۲۹۰بحسن روی تو ای آفتاب خرگاهی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.