پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

بحسن روی تو ای آفتاب خرگاهی

ندید دیده گردون ز ماه تا ماهی

توئیکه رنگ رخت را جهانیان گویند

که چشم بد مرسادت که صبغه اللهی

اگر رسائی قد تو باغبان بیند

هزار طعنه زند سرو را بکوتاهی

ز عشق سلسله زلف عنبرینت دلم

نهاد روی بدیوانگی و گمراهی

بیا که در هوس زلف شام پیکر تو

تنم چو نال شد از ناله سحرگاهی

چه حاجتست بخورشید و ماه با رخ تو

مرا بروز تو خورشیدی و بشب ماهی

بیا که روی تو میخواهد و تو میدانی

که هست عادت ابن یمین نکو خواهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲بمراد دل من گر بودم دسترسی
  2. شمارهٔ ۲۹۳بنمای رخ ببنده که شمس و قمر توئی
  3. شمارهٔ ۲۹۴تا بر سریر حسن تویی ماه‌چهره‌ای
  4. شمارهٔ ۲۹۵تا شد درست بر تو که پیمان شکسته‌ای
  5. شمارهٔ ۲۹۶تا ساخته ئی بر قمر از غالیه خالی
  6. شمارهٔ ۲۹۷تنگ شکرست این دهن ایجان که تو داری
  7. شمارهٔ ۲۹۸تا خط مشکبار به رخ برکشیده‌ای
  8. شمارهٔ ۲۹۹تا نقاب از روی شهر آرای خود برداشتی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.