پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

بگوش جان من آید دمادم آوازی

که هست طایر جانرا هوای پروازی

بلی نشیمن او شاخسار سدره بود

چه میکند قفسی و اندرو نه دمسازی

بعقل و علم اگر پرورش دهی جانرا

ز سر غیب نماید بر او نهان رازی

مجردی چو مسیحا کجا که از سر وقت

بهر نفس که بر آرد نماید اعجازی

غذای طوطی جان تو شکر خرد است

عزیز دار مر او را که ارزد اعزازی

بود ز جهل گرش آرزوی نفس دهی

کسی بطعمه نداد ارزنی بشهبازی

بنزد ابن یمین کر چو مار خاک خوری

بهست از آنکه چو موری مسخر آزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱بتا از نازکی گوئی ز سر تا پا همه جانی
  2. شمارهٔ ۲۹۲بمراد دل من گر بودم دسترسی
  3. شمارهٔ ۲۹۳بنمای رخ ببنده که شمس و قمر توئی
  4. شمارهٔ ۲۹۴تا بر سریر حسن تویی ماه‌چهره‌ای
  5. شمارهٔ ۲۹۵تا شد درست بر تو که پیمان شکسته‌ای
  6. شمارهٔ ۲۹۶تا ساخته ئی بر قمر از غالیه خالی
  7. شمارهٔ ۲۹۷تنگ شکرست این دهن ایجان که تو داری
  8. شمارهٔ ۲۹۸تا خط مشکبار به رخ برکشیده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.