پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

بمراد دل من گر بودم دسترسی

نزنم تا بزیم بیرخ جانان نفسی

در سر من هوس زلف تو خوش سودائیست

نرود سر برود ار سر ازینسان هوسی

هر چه در مستی عشق تو کنم خرده مگیر

عاشق و مست کجا مینگرد پیش و پسی

نروم از سر کوی تو ببد گفت رقیب

شبروان باز نه ایستند ببانگ عسسی

آستین بر من بیدل مفشان از پی آنک

هر کجا هست شکر نیست گریز از مگسی

دامن اندر مکش ای تازه گل از بلبل مست

که نیارد گل تر عار زهر خار و خسی

بی گل عارض تو ابن یمین در گلزار

هست چون بلبلکی بیدلکی در قفسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴تا بر سریر حسن تویی ماه‌چهره‌ای
  2. شمارهٔ ۲۹۵تا شد درست بر تو که پیمان شکسته‌ای
  3. شمارهٔ ۲۹۶تا ساخته ئی بر قمر از غالیه خالی
  4. شمارهٔ ۲۹۷تنگ شکرست این دهن ایجان که تو داری
  5. شمارهٔ ۲۹۸تا خط مشکبار به رخ برکشیده‌ای
  6. شمارهٔ ۲۹۹تا نقاب از روی شهر آرای خود برداشتی
  7. شمارهٔ ۳۰۰تو آن نئی که ندانی طریق دلداری
  8. شمارهٔ ۳۰۱بگو ای ماه تابان تا کجائی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.