پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

تا بر سریر حسن تویی ماه‌چهره‌ای

هستم ز عشق تو در شهر شهره‌ای

ز آن در شاهوار و بناگوش همچو سیم

هستند در مقار نه ماهی و زهره‌ای

چون جزع دل‌فریب تو هرگز به جادویی

نامد برون ز حقه افلاک مهره‌ای

چشم بد از تو دور که مانی به عمر خویش

نقشی نبست چون تو و نگشاد چهره‌ای

کاری تراست بر دل عشاق مستمند

هر غمزه‌ای ز چشم تو از زخم دهره‌ای

ابن یمین طمع به وفای تو چون کند

او را بس ار بود ز جفای تو بهره‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶تا ساخته ئی بر قمر از غالیه خالی
  2. شمارهٔ ۲۹۷تنگ شکرست این دهن ایجان که تو داری
  3. شمارهٔ ۲۹۸تا خط مشکبار به رخ برکشیده‌ای
  4. شمارهٔ ۲۹۹تا نقاب از روی شهر آرای خود برداشتی
  5. شمارهٔ ۳۰۰تو آن نئی که ندانی طریق دلداری
  6. شمارهٔ ۳۰۱بگو ای ماه تابان تا کجائی
  7. شمارهٔ ۳۰۲جانا رخ چون بهار بنمای
  8. شمارهٔ ۳۰۳جان بچشمم در نیاید ور نه جانت خواندمی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.