پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

جانا رخ چون بهار بنمای

عالم به جمال خود بیارای

از روی چو ماه تو صبوری

ممکن نبود مرا مفرمای

یا مهر خود از دلم برون بر

یا از در من بمهر باز آی

یا جان بستان و وارهانم

یا بر دل زار من ببخشای

با من بوفا ببند عهدی

وین بسته در امید بگشای

چون دست نمیرسد که یابم

کام دل از آنلب شکر خای

آخر چه شود که سر در آری

تا از دل و جان ببوسمت پای

پس کابن یمین ز عشق رویت

گفته‌ست به غمز و رمز هر جای

این دل بر اوست نیک بنگر

آئینه جان ز زنگ بزدای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴جانا چه کرده‌ایم که از ما بریده‌ای
  2. شمارهٔ ۳۰۵چوگان ز مشک بر مه تابان کشیده‌ای
  3. شمارهٔ ۳۰۶چو بلبل از سر مستی گذشتم سوی گلزاری
  4. شمارهٔ ۳۰۷چو رخسار سمن سیما بشوئی
  5. شمارهٔ ۳۰۸در باغ حسن سرو روانی براستی
  6. شمارهٔ ۳۰۹دی بر در دلدار نشستیم زمانی
  7. شمارهٔ ۳۱۰دلا امید آن دارم که روی دلستان بینی
  8. شمارهٔ ۳۱۱دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.