پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

چو رخسار سمن سیما بشوئی

نشان هستی از دلها بشوئی

فروزان گردد آتش اندر آبی

گر آن روی جهان ارا بشوئی

مشام جان معطر گردد از وی

بمی چون لؤلؤ لالا بشوئی

شراری کم نبینم ز آتش دل

گر این آتش بصد دریا بشوئی

بآب مغفرت جرمی که ما راست

گرت باشد بما پروا بشوئی

چو ما را بیسر و سامان تو کردی

روا داری که دست از ما بشوئی

بران ابن یمین از دیده سیلی

بود کین نامه سودا بشوئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹دی بر در دلدار نشستیم زمانی
  2. شمارهٔ ۳۱۰دلا امید آن دارم که روی دلستان بینی
  3. شمارهٔ ۳۱۱دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی
  4. شمارهٔ ۳۱۲زهی بوقت سخن لعلت از در افشانی
  5. شمارهٔ ۳۱۳زلف مشکین بر بناگوش چو سیم افکنده‌ای
  6. شمارهٔ ۳۱۴زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهی
  7. شمارهٔ ۳۱۵ساقیا موسم عیدست بده ساغر می
  8. شمارهٔ ۳۱۶ساقی قدح می که درو هست صفائی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.