پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

زهی بوقت سخن لعلت از در افشانی

شکسته رونق بازار گوهر کانی

حدیث طره مشکینت قصه ایست دراز

بکنه آن نرسد خاطر از پریشانی

توئی که مینهد آبحیات از دل پاک

به پیش لعل تو بر خاک تیره پیشانی

دلم وصال تو میجست عقل میگفتش

بخیره کشتی بر خشگ تا بکی رانی

شکایتی ز تو گر هست با تو گویم و بس

که گر ز تست مرا درد هم تو درمانی

بجز موافق طبع تو یکنفس نزنم

گرم بر آتش سوزان چو عود بنشانی

بیا که ابن یمینت بدیده جا سازد

که جویبار سزد جای سرو بستانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهی
  2. شمارهٔ ۳۱۵ساقیا موسم عیدست بده ساغر می
  3. شمارهٔ ۳۱۶ساقی قدح می که درو هست صفائی
  4. شمارهٔ ۳۱۷صبا چو با سر زلف تو کرد همرازی
  5. شمارهٔ ۳۱۸گر من ز بند عشقت تو یکروز رستمی
  6. شمارهٔ ۳۱۹گر نشینم با تو در خلوت به شادی یک دمی
  7. شمارهٔ ۳۲۰لعل لبش کزو بچکد آب زندگی
  8. شمارهٔ ۳۲۱من ندیدم نشنیدم که بود در چمنی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.