پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۱

من ندیدم نشنیدم که بود در چمنی

همچو بالای تو سروی و چو رخ نسترنی

چند از رسته دندان چو عقد گهرت

صدفش جوهر فردی شده یعنی دهنی

تا گل عارضت اندر چمن حسن بود

کی خوش آید بدلم یاسمنی یاسمنی

دگر از مادر ایام نزاید پسری

چون تو یاقوت لبی سنگدلی سیمتنی

تا دلم بشکند اندر خم زلفت بطفیل

افکنی هر نفس از وی شکنی بر شکنی

مکن ایدوست بدستان مفکن در پایم

ز آنکه سر حلقه عشاق نیابی چو منی

تو شدی یوسف مصری و ولی ابن یمین

گشت یعقوب صفت ساکن بیت الحزنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳نگارینا نمی‌شاید ترا گفتن به رخ ماهی
  2. شمارهٔ ۳۲۴یا رب کراست چون تو نگاری شکرلبی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.