پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهی

جهان عالم آرایت سپهر حسن را ماهی

ز مهر رویت ار عکسی فتد بر عالم خاکی

هزاران ماه کنعانی بر آرد سر ز هر چاهی

بگرد غنچه خندان در آمد سبزه خطت

تو گوئی مور پیدا کرده بر تنگ شکر راهی

مه دیگر شود پیدا سپهر لاجوردی را

اگر در تیره شب ناگه نمائی رخ ز خرگاهی

مکن با عاشقان جوری عزیز من از آن ترسم

که در آئینه حسنت رسد از چشم بد آهی

کمال حسن شاهی را نباشد هیچ نقصانی

اگر پرسد گدائی را ز راه لطف گه گاهی

مرا بار غمت بر دل فزون میآید از کوهی

ترا باری ز بیرحمی همی آید کم ازکاهی

شب یلدای هجرانت تسلی میدهم دلرا

که شام غم رسد روزی بشادی سحرگاهی

اگر روی ترا بینم شود اندیشه های بد

تو چون ابن یمین آخر کجا یابی نکو خواهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶ساقی قدح می که درو هست صفائی
  2. شمارهٔ ۳۱۷صبا چو با سر زلف تو کرد همرازی
  3. شمارهٔ ۳۱۸گر من ز بند عشقت تو یکروز رستمی
  4. شمارهٔ ۳۱۹گر نشینم با تو در خلوت به شادی یک دمی
  5. شمارهٔ ۳۲۰لعل لبش کزو بچکد آب زندگی
  6. شمارهٔ ۳۲۱من ندیدم نشنیدم که بود در چمنی
  7. شمارهٔ ۳۲۲ماهرویا گه آنست که رخ بنمائی
  8. شمارهٔ ۳۲۳نگارینا نمی‌شاید ترا گفتن به رخ ماهی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.