پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

گر نشینم با تو در خلوت به شادی یک دمی

از غبار خود نبیند چشم دل دیگر نمی

حاصل از عالم دمی دانم که گویم با تو راز

اهل دلرا زین دمی خوشتر ز ملک عالمی

ایدل از دلبر مدار امید شادی بهر آنک

عاشقانرا بهره از معشوق بس باشد غمی

گر خرد داری بگرد بهگزینی پر مگرد

کز پی این دور ماند از خلد همچون آدمی

ز آتش دل در هوایت این تن خاکی من

سوختی گر چشمه چشمم نمیدادی نمی

بر کنار چشم او نگذاشت با ابن یمین

ز آنچه بودش جز غم و صبری زهر بیش و کمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱من ندیدم نشنیدم که بود در چمنی
  2. شمارهٔ ۳۲۲ماهرویا گه آنست که رخ بنمائی
  3. شمارهٔ ۳۲۳نگارینا نمی‌شاید ترا گفتن به رخ ماهی
  4. شمارهٔ ۳۲۴یا رب کراست چون تو نگاری شکرلبی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.