پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

ساقی قدح می که درو هست صفائی

به ز آن مطلب نزد خرد راهنمائی

می در همه وقتی خوش و خوشتر بزمانی

کز بلبل و گل یافت چمن برگ و نوائی

رخساره بسرخی کند الحق چو عقیقی

در باده لعل ار فکنی کاهربائی

می چیست لطیفی بصفا راحت روحی

در مملکت عقل شهی کامروائی

در دور فلک بر صفت دختر رز نیست

از کار دل غمزدگان بند گشائی

با دختر رز تازه کنم عهد مودت

کز مادر ایام ندیدیم وفائی

گر تیره شد از زنگ غمت آینه دل

چون باده روشن نبود زنگ زدائی

از محنت ایام دل ابن یمین را

دردیست که از باده بهش نیست دوائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸گر من ز بند عشقت تو یکروز رستمی
  2. شمارهٔ ۳۱۹گر نشینم با تو در خلوت به شادی یک دمی
  3. شمارهٔ ۳۲۰لعل لبش کزو بچکد آب زندگی
  4. شمارهٔ ۳۲۱من ندیدم نشنیدم که بود در چمنی
  5. شمارهٔ ۳۲۲ماهرویا گه آنست که رخ بنمائی
  6. شمارهٔ ۳۲۳نگارینا نمی‌شاید ترا گفتن به رخ ماهی
  7. شمارهٔ ۳۲۴یا رب کراست چون تو نگاری شکرلبی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.