پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

زلف مشکین بر بناگوش چو سیم افکنده‌ای

از بنفشه بر سمن صد حلقه جیم افکنده‌ای

ز ابن مقله خون چکاند ابن بواب از حسد

ز آنچنان شینی که اندر عین سیم افکنده‌ای

بر گذرگاه صبا بگشاده‌ای بندی ز زلفت

در جهان از عنبر سارا نسیم افکنده‌ای

ای مسیحادم قدم آخر مدار از ما دریغ

پرسشی کن چون توام زینسان کلیم افکنده‌ای

لطف کن با وی ز تریاق لبم ده شربتی

مار مسکین چون برین قلب سلیم افکنده‌ای

تا گرفتی ای دل اندر چین زلف او قرار

خویشتن را در شر و شور عظیم افکنده‌ای

در دل ابن یمین مهر رخ چون ماه خویش

نشمری محدث که از عهد قدیم افکنده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵ساقیا موسم عیدست بده ساغر می
  2. شمارهٔ ۳۱۶ساقی قدح می که درو هست صفائی
  3. شمارهٔ ۳۱۷صبا چو با سر زلف تو کرد همرازی
  4. شمارهٔ ۳۱۸گر من ز بند عشقت تو یکروز رستمی
  5. شمارهٔ ۳۱۹گر نشینم با تو در خلوت به شادی یک دمی
  6. شمارهٔ ۳۲۰لعل لبش کزو بچکد آب زندگی
  7. شمارهٔ ۳۲۱من ندیدم نشنیدم که بود در چمنی
  8. شمارهٔ ۳۲۲ماهرویا گه آنست که رخ بنمائی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.