پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی

گفتم که تلخ از آنلب شکر فشان مگوی

من لوح دل نشویم از آن نقش دلفریب

دست از من آنکه میدهدم پند گو بشوی

آمد زمان آنکه صبا خیزد از چمن

همچون نسیم طره دلدار مشکبوی

از ناله های بلبل خوشگو ز عشق گل

دل نرم کرد گر چه بود سخت تر ز روی

چون گل شکفت خیز گر آزاده ئی چو سرو

جز بر کنار آب نشستنگهی مجوی

در پای سرو و سوسنت ار دست میدهد

فرصت شمر بجز ره آزادگی مپوی

گر وصل دوست دست دهد خانه گلشن است

با سرو سیم ساق چه حاجت کنار جوی

چون هست عارضش گل سیراب کو مخند

با قد چون صنوبرا و سرو گو مروی

ابن یمین ز ضربت چوگان زلف او

دارد دل شکسته و سرگشته همچو گوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳زلف مشکین بر بناگوش چو سیم افکنده‌ای
  2. شمارهٔ ۳۱۴زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهی
  3. شمارهٔ ۳۱۵ساقیا موسم عیدست بده ساغر می
  4. شمارهٔ ۳۱۶ساقی قدح می که درو هست صفائی
  5. شمارهٔ ۳۱۷صبا چو با سر زلف تو کرد همرازی
  6. شمارهٔ ۳۱۸گر من ز بند عشقت تو یکروز رستمی
  7. شمارهٔ ۳۱۹گر نشینم با تو در خلوت به شادی یک دمی
  8. شمارهٔ ۳۲۰لعل لبش کزو بچکد آب زندگی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.