پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

در باغ حسن سرو روانی براستی

دور از تو چشم بد همه جانی براستی

وقت صبوح با لب خندان بسان صبح

بنمای رخ که سرو روانی براستی

بگشای لب که وقت سخن در شاهوار

از لعل آبدار نشانی براستی

آزاد سرو را نرسد با قدت عناد

گر خط بندگیش ستانی براستی

با شاخ سدره دعوی بالا اگر کنی

حالی بمنتهاش رسانی براستی

دارم گمان کز آن منی سرکشی مکن

باشد که گردد از تو گمانی براستی

بر چشم جویبار من ایسرو خوش خرام

بنشین بناز کز در آنی براستی

کرد آب چشم ابن یمین آشکار کو

دارد نظر بدوست نهانی براستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰دلا امید آن دارم که روی دلستان بینی
  2. شمارهٔ ۳۱۱دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی
  3. شمارهٔ ۳۱۲زهی بوقت سخن لعلت از در افشانی
  4. شمارهٔ ۳۱۳زلف مشکین بر بناگوش چو سیم افکنده‌ای
  5. شمارهٔ ۳۱۴زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهی
  6. شمارهٔ ۳۱۵ساقیا موسم عیدست بده ساغر می
  7. شمارهٔ ۳۱۶ساقی قدح می که درو هست صفائی
  8. شمارهٔ ۳۱۷صبا چو با سر زلف تو کرد همرازی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.