پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

چوگان ز مشک بر مه تابان کشیده‌ای

مه را چو کوی در خم چوگان کشیده‌ای

آورده‌ای ز شعر سیه سایبان حسن

بر فرق آفتاب در فشان کشیده‌ای

آن خط سبز فام که خضر است نام او

خوش بر کنار چشمه حیوان کشیده‌ای

هر جان و دل که یافته‌ای در کمند عشق

مجموع را به زلف پریشان کشیده‌ای

دارد هوای دانه خال تو مرغ روح

با آنک دام بر زبر آن کشیده‌ای

اندر میان جان چو الف جایگیر شد

قدت که راست چون الف جان کشیده‌ای

چون اشک عاشقانت لطیفست و آبدار

گوهر که زیر لعل بدخشان کشیده‌ای

چشم بد از تو دور که در مصر دلبری

خط در جمال یوسف کنعان کشیده‌ای

گفتم بر آستان تو جان کرده‌ام نثار

گفتی که باز زیره به کرمان کشیده‌ای

بی‌یاد تو نمی‌زند ابن‌یمین دمی

در نام او چرا خط نسیان کشیده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷چو رخسار سمن سیما بشوئی
  2. شمارهٔ ۳۰۸در باغ حسن سرو روانی براستی
  3. شمارهٔ ۳۰۹دی بر در دلدار نشستیم زمانی
  4. شمارهٔ ۳۱۰دلا امید آن دارم که روی دلستان بینی
  5. شمارهٔ ۳۱۱دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی
  6. شمارهٔ ۳۱۲زهی بوقت سخن لعلت از در افشانی
  7. شمارهٔ ۳۱۳زلف مشکین بر بناگوش چو سیم افکنده‌ای
  8. شمارهٔ ۳۱۴زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.