پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

جان بچشمم در نیاید ور نه جانت خواندمی

خوشتر از جان هم ندانم تا چسانت خواندمی

جان ندارد هیچ وزنی بی ثبات اندر جهان

ورنه ایجان و جهان جان و جهانت خواندمی

حسن خلق عالم ار گشتی مجسم پیکری

از لطافت اندران پیکر روانت خواندمی

ایچراغ جان اگر پروانه دادی حسن تو

در شبستان صفا شمع روانت خواندمی

گر نسفتی لعل در بار ترا الماس نطق

عقل باور داشتی گر بی دهانت خواندمی

پای سرو از شرم قدت گر بگل در نیستی

در سرم گشتی که سرو بوستانت خواندمی

گر نبودی حسن ماه آسمانی مستعار

روی آن داری که ماه آسمانت خواندمی

چون نمک داری جگر کردم کباب از بهر تو

سر فرو ناری و گرنه میهمانت خواندمی

جان طلب گر کرده ئی ز ابن یمین بی کین دل

کرد می تسلیم و ماه مهربانت خواندمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵چوگان ز مشک بر مه تابان کشیده‌ای
  2. شمارهٔ ۳۰۶چو بلبل از سر مستی گذشتم سوی گلزاری
  3. شمارهٔ ۳۰۷چو رخسار سمن سیما بشوئی
  4. شمارهٔ ۳۰۸در باغ حسن سرو روانی براستی
  5. شمارهٔ ۳۰۹دی بر در دلدار نشستیم زمانی
  6. شمارهٔ ۳۱۰دلا امید آن دارم که روی دلستان بینی
  7. شمارهٔ ۳۱۱دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی
  8. شمارهٔ ۳۱۲زهی بوقت سخن لعلت از در افشانی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.