پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

بگو ای ماه تابان تا کجائی

که یکدم نزد مشتاقان نیائی

چو من بهر توأم بیگانه از خویش

چرا بستی طریق آشنائی

بگو ز آن لب سخن گر نیک و گر بد

که چون طوطی بجز شکر نخائی

مرا کی ماجرا سخت آید از تو

که تو سر تا قدم عین صفائی

ز دست دوستان زهر هلاهل

کند چون نوشدارو جانفزائی

ترا بر جان ما فرمان روانست

که تو شاهی و ما مشت گدائی

اگر معشوق رند و می پرستست

نزیبد عاشقانرا پارسائی

مگر وقتی بتن ابن یمین را

ضرورت افتد از کویت جدائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳جان بچشمم در نیاید ور نه جانت خواندمی
  2. شمارهٔ ۳۰۴جانا چه کرده‌ایم که از ما بریده‌ای
  3. شمارهٔ ۳۰۵چوگان ز مشک بر مه تابان کشیده‌ای
  4. شمارهٔ ۳۰۶چو بلبل از سر مستی گذشتم سوی گلزاری
  5. شمارهٔ ۳۰۷چو رخسار سمن سیما بشوئی
  6. شمارهٔ ۳۰۸در باغ حسن سرو روانی براستی
  7. شمارهٔ ۳۰۹دی بر در دلدار نشستیم زمانی
  8. شمارهٔ ۳۱۰دلا امید آن دارم که روی دلستان بینی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.