پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

ای زلف دلاویزت در گردن جان بندی

وی لعل شکر ریزت هر بوسه ازو قندی

من دل بتو میدادم جمعی ز سر غفلت

کردند نصیحتها در عشق توأم چندی

ای خسرو مهرویان فرهاد خودم کردی

مادر بجهان نارد شیرین چو تو فرزندی

جانا ز تو ببریدن ممکن نبود هرگز

دارد سر هر مویم با مهر تو پیوندی

هر چند ترا باشد بسیار چو من بنده

ما را نبود باری همچون تو خداوندی

گفت ابن یمین از چه گریان شده ئی گفتم

از عشق پریروئی شنگیست شکر خندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶آن غالیه گون نقش نگر بر گل سوری
  2. شمارهٔ ۲۸۷بیا ساقی بدور دو ستکانی
  3. شمارهٔ ۲۸۸بگرد مه ز عنبر خط کشیدی
  4. شمارهٔ ۲۸۹بگوش جان من آید دمادم آوازی
  5. شمارهٔ ۲۹۰بحسن روی تو ای آفتاب خرگاهی
  6. شمارهٔ ۲۹۱بتا از نازکی گوئی ز سر تا پا همه جانی
  7. شمارهٔ ۲۹۲بمراد دل من گر بودم دسترسی
  8. شمارهٔ ۲۹۳بنمای رخ ببنده که شمس و قمر توئی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.