پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

بیا ساقی بدور دو ستکانی

بده بر گل شراب ارغوانی

کنار جویبار از خرمی شد

چو دوران جوانی از جوانی

نهان کرد آب را از دل ولی آب

پدید آورد اسرار نهانی

چمن چون کلبه جوهر فروش است

ز گوهر های دریائی و کانی

سحرگاهان ز بستان سوی مستان

صبا میآرد از گل ارمغانی

خوشا آنکس که چون نرگس ز مستی

فتد در پای سرو بوستانی

طرب امروز با فردا میفکن

چه زاید اینشب حبلی چه دانی

مجوی ابن یمین جز نیکنامی

اگر خواهی که دایم زنده مانی

نمیرد هر که نام نیک ازو ماند

چنین باشد حیات جاودانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹بگوش جان من آید دمادم آوازی
  2. شمارهٔ ۲۹۰بحسن روی تو ای آفتاب خرگاهی
  3. شمارهٔ ۲۹۱بتا از نازکی گوئی ز سر تا پا همه جانی
  4. شمارهٔ ۲۹۲بمراد دل من گر بودم دسترسی
  5. شمارهٔ ۲۹۳بنمای رخ ببنده که شمس و قمر توئی
  6. شمارهٔ ۲۹۴تا بر سریر حسن تویی ماه‌چهره‌ای
  7. شمارهٔ ۲۹۵تا شد درست بر تو که پیمان شکسته‌ای
  8. شمارهٔ ۲۹۶تا ساخته ئی بر قمر از غالیه خالی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.