پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

ای باد صبا بگذر ز آنجا که تو میدانی

حال دل من بر گوی آنرا که تو میدانی

در پرده اسرارش هر گه که شوی محرم

در پرده بگو با او زیرا که تو میدانی

گر درد نهان دل هر چند ز حد بگذشت

پیدا نکنم با تو زیرا که تو میدانی

دل در شکن زلفت زنجیر کشان تا کی

دیوانه اسیر تست حقا که تو میدانی

درد دل ریشم را همچون تو نداند کس

لطفی کن و درمانش فرما که تو میدانی

چون سرمه بنیائی در دیده کشم گردی

کش باد صبا آرد ز آنجا که تو میدانی

گفتم ز لبت بوسی و ز ابن یمین جانی

هستی تو بدین راضی گفتا که تو میدانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴ای زلف دلاویزت در گردن جان بندی
  2. شمارهٔ ۲۸۵ای آنکه بخوبی بمه چارده مانی
  3. شمارهٔ ۲۸۶آن غالیه گون نقش نگر بر گل سوری
  4. شمارهٔ ۲۸۷بیا ساقی بدور دو ستکانی
  5. شمارهٔ ۲۸۸بگرد مه ز عنبر خط کشیدی
  6. شمارهٔ ۲۸۹بگوش جان من آید دمادم آوازی
  7. شمارهٔ ۲۹۰بحسن روی تو ای آفتاب خرگاهی
  8. شمارهٔ ۲۹۱بتا از نازکی گوئی ز سر تا پا همه جانی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.