پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

ایماه دل افروز بگردان قدح می

چون ماه فلک دم مزن از دور پیاپی

گر با تو کسی گفت که من توبه شکستم

مشنو صنما توبه کجا کرده و که کی

ما و می و رودی و سرودی ز گه شام

تا نعره زند مؤذن شبخیز که یا حی

گر پر خردی دم زند از وعظ و نصیحت

مستان خرابش بجهانیم به هی هی

در وقت بهار ار چه بود لاله مطرا

از قطره باران چو گل روی تو از خوی

بی روی توأم میل چمن نیست که مجنون

بر عارض لیلی بود آشفته نه بر حی

یکبار ببر در کش و بنواز چو چنگم

تا کی دهدم دم لب شیرین تو چون نی

هر دل که بر و ناوک چشم تو گذر کرد

پیدا نبود زخمش و خونها چکد از وی

هر چند دل گم شده را ابن یمین جست

بیرون نشد از چین سر زلف توأش پی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲ای باد صبا بگذر ز آنجا که تو میدانی
  2. شمارهٔ ۲۸۳ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلی
  3. شمارهٔ ۲۸۴ای زلف دلاویزت در گردن جان بندی
  4. شمارهٔ ۲۸۵ای آنکه بخوبی بمه چارده مانی
  5. شمارهٔ ۲۸۶آن غالیه گون نقش نگر بر گل سوری
  6. شمارهٔ ۲۸۷بیا ساقی بدور دو ستکانی
  7. شمارهٔ ۲۸۸بگرد مه ز عنبر خط کشیدی
  8. شمارهٔ ۲۸۹بگوش جان من آید دمادم آوازی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.