پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

آنچه با من میکند از دوستی سیمین تنی

دشمنم نپسندد آنحالت بجای چون منی

هر مژه در چشم من خاریست بی برگ گلش

طالع من بین که خاری یافتم در گلشنی

داردش در خرمن مه خوشه پروین نظام

خوشه ئی از من همی دارد دریغ از خرمنی

گر شبی بر بام او آیم ز مهر روی او

هر زمان ماهی فروزان آید از هر روزنی

سنگ بر دل میزنم از فرقت آن سیمتن

هیچکس دیدست از آن سنگین دلی سیمین تنی

زین دم گرمم که بر وی میدمم از سوز دل

نرم گردد آن دل سخت ار چه باشد آهنی

از دل ابن یمین گر مرد و زن آگه شدی

گشت بر ابن یمین دلسوز هر مرد و زنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱آبحیاتست یا لبان که تو داری
  2. شمارهٔ ۲۸۲ای باد صبا بگذر ز آنجا که تو میدانی
  3. شمارهٔ ۲۸۳ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلی
  4. شمارهٔ ۲۸۴ای زلف دلاویزت در گردن جان بندی
  5. شمارهٔ ۲۸۵ای آنکه بخوبی بمه چارده مانی
  6. شمارهٔ ۲۸۶آن غالیه گون نقش نگر بر گل سوری
  7. شمارهٔ ۲۸۷بیا ساقی بدور دو ستکانی
  8. شمارهٔ ۲۸۸بگرد مه ز عنبر خط کشیدی
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.