پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه

میگزیند بر سرم یار دگر یعنی که چه

من سر آمد گشته در مهرش کلاه آسا و او

بسته بر هیچ از پی کینم کمر یعنی که چه

من نمییارم زمانی زو نظر بر داشتن

و او مرا دایم فکنده از نظر یعنی که چه

از نعیم خوان وصلش بینوائی را چو من

لقمه ئی حاصل نگردد بی جگر یعنی که چه

خستگان زخم خود را هرگز از بهر ثواب

می نسازد از رخ و لب گلشکر یعنی که چه

کار من دایم بود پرسیدن از حالش خبر

و او نخواهد در جهان از من اثر یعنی که چه

ناگزیر آمد چو جان ابن یمین را و چو عمر

روی ننماید بدو جز بر گذر یعنی که چه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه
  2. شمارهٔ ۲۶۹فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه
  3. شمارهٔ ۲۷۰گر نور روی روشنت افتد بر آینه
  4. شمارهٔ ۲۷۱گفتم ایدوست شدم عاشق آن روی چو ماه
  5. شمارهٔ ۲۷۲مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانه
  6. شمارهٔ ۲۷۳ایعارض مه پیکر تو صورت جانی
  7. شمارهٔ ۲۷۴ایزلف تو سر تا قدم آشوب جهانی
  8. شمارهٔ ۲۷۵ایصبا گر بودت سوی خراسان گذری
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.