پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده

درآمد از در ابن یمین شراب زده

عرق نشسته ز می بر عذار نازک او

چنانکه بر ورق یاسمین گلاب زده

شکنج طره او بر رخش فتاده چنانک

ز رأس عقده مشکین بر آفتاب زده

لبش چو دید دلم را کباب زآتش عشق

نمک بگاه شکر خنده بر کباب زده

بزیر خط رخ خوب ترا چنان دیدم

که آتشست بر او آب مشک ناب زده

بلطف گفتمش ای نازنین تو عمر منی

بدان دلیل که هستی چنین شتاب زده

منم که مردم چشم خیال پیمایم

که تا خیال تو دیده دلش ز خواب زده

در سرای ترا هر سحر چو فراشان

برفته خاک بمژگان خویش و آب زده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه
  2. شمارهٔ ۲۷۰گر نور روی روشنت افتد بر آینه
  3. شمارهٔ ۲۷۱گفتم ایدوست شدم عاشق آن روی چو ماه
  4. شمارهٔ ۲۷۲مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانه
  5. شمارهٔ ۲۷۳ایعارض مه پیکر تو صورت جانی
  6. شمارهٔ ۲۷۴ایزلف تو سر تا قدم آشوب جهانی
  7. شمارهٔ ۲۷۵ایصبا گر بودت سوی خراسان گذری
  8. شمارهٔ ۲۷۶ای از تو هزار فتنه بر پای
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.