پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاه

چه کرده ام چه خطا شد بگو که چیست گناه

منم که دعوی عشق تو میکنم همه عمر

بسست سرخی و زردی اشک و چهره گواه

شکر که طوطی جانرا غذا دهد لب تست

زهی حلاوت لب لا اله الا الله

بخاک پای عزیزت که خضر را ماند

بر آب چشمه حیوانت رسته مهر گیاه

سفید شد همه کس را که حال ابن یمین

ز دست جور تو مانند خال تست سیاه

ز دست جور تو مسکین دلم پناهی خواست

بر آستان خودش شاه عهد داد پناه

سر ملوک جهان پادشه طغایتمور

که در پناه خدا باد با جلالت و جاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراسته
  2. شمارهٔ ۲۶۶روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه
  3. شمارهٔ ۲۶۷سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده
  4. شمارهٔ ۲۶۸شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه
  5. شمارهٔ ۲۶۹فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه
  6. شمارهٔ ۲۷۰گر نور روی روشنت افتد بر آینه
  7. شمارهٔ ۲۷۱گفتم ایدوست شدم عاشق آن روی چو ماه
  8. شمارهٔ ۲۷۲مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانه
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.